بهگزارش قدس آنلاین، در حالی که انگلیس با چالشهای اقتصادی و سیاسی متعددی دست و پنجه نرم میکند، خبرهای منتشرشده حاکی از آن است که کییر استارمر، نخستوزیر این کشور، امروز جدول زمانی استعفایش را اعلام میکند. این تحول در حالی رخ میدهد که بیش از ۱۰۰ نماینده حزب کارگر خواستار کنارهگیری او شدهاند و اندی برنهام، شهردار سابق منچستر با پیروزی قاطع در انتخابات میاندورهای، به عنوان رقیب اصلیاش مطرح شده است.
پ
این هفتمین بار در یک دهه گذشته است که انگلیس یک دولت ناتمام را تجربه میکند و خود این مسئله، نشانهای آشکار از بحران عمیق ثبات سیاسی در جزیره به شمار میرود. چرخهای از استعفاها و تغییرات سریع نخستوزیران، از دیوید کامرون گرفته تا بوریس جانسون، لیز تراس، ریشی سوناک و اکنون استارمر، اعتماد عمومی را سلب کرده و نشاندهنده ناتوانی سیستم در حل مسائل ساختاری است.
فشارهای فزاینده بر استارمر
کییر استارمر که در سال ۲۰۲۴ با پیروزی تاریخی حزب کارگر به قدرت رسید، اکنون کمتر از دو سال بعد با محبوبیت بسیار پایینی روبهرو است. شکست در انتخابات محلی، از دست دادن آرای قابل توجه احزاب راست افراطی مانند حزب اصلاحات به رهبری نایجل فاراژ و همچنین سبزها، زنگ خطر را به صدا درآورد. مشکلات اقتصادی مانند تورم بالا، بحران هزینه زندگی و ناتوانی در بهبود خدمات عمومی بهویژه نظام بهداشت ملی، ازجمله دلایل اصلی نارضایتیها بودهاند. علاوه بر این، رسواییهای مرتبط با انتصابها و سیاستهای جنجالی در زمینه مهاجرت، بودجه نظامی و موضعگیری در قبال مسائل بینالمللی مانند غزه، بر آتش نارضایتی داخلی دمیده است. بسیاری از نمایندگان حزب کارگر معتقدند استارمر دیگر نمیتواند اعتماد رأیدهندگان را بازگرداند و حزب نیاز به تغییر فوری دارد.
در روزهای اخیر، فشارها به اوج رسید. گزارشها از گفتوگوهای استارمر با همسرش در اقامتگاه چکرز حکایت دارد و منابع نزدیک به او از پذیرش واقعیتهای سیاسی سخن میگویند. حتی وزیران کابینه مانند پیتر کایل از گفتوگوهای صریح با نخستوزیر خبر دادهاند. این در حالی است که بیش از ۲۵درصد نمایندگان حزب کارگر علناً خواستار تعیین جدول زمانی خروج او شدهاند. این بحران رهبری، حزب را در موقعیتی شکننده قرار داده و خطر انشقاق داخلی را افزایش داده است.
اندی برنهام؛ پادشاه شمال؟
اندی برنهام که با لقب «پادشاه شمال» شناخته میشود، با پیروزی در انتخابات میاندورهای و کسب بیش از ۵۴درصد آرا، راه بازگشت به پارلمان را هموار کرده است. این پیروزی نه تنها او را به عنوان نماینده جدید معرفی بلکه موقعیتش را برای چالش رسمی رهبری تقویت کرد. برنهام که سابقه وزارت و شهرداری منچستر بزرگ را دارد، به عنوان چهرهای کاریزماتیک و محبوب در مناطق شمالی انگلیس شناخته میشود. او بر مسائل محلی و شکاف شمال-جنوب تأکید دارد و وعده تغییر مسیر جدید برای انگلیس را داده است.
مقایسه سبک رهبری برنهام با استارمر، تفاوتهای مهمی را نشان میدهد. برنهام در نظرسنجیها اغلب محبوبتر ظاهر شده و حمایت گستردهای از سوی نمایندگان، اتحادیهها و حتی برخی چهرههای سابق مانند دیوید میلیبند کسب کرده است. پیروزی او در انتخابات میاندورهای، بسیاری را متقاعد کرده که هرچند خیلی زود اما زمان تغییر دوباره فرا رسیده و او میتواند حزب را از بحران نجات دهد. با این حال، چالشهای پیش روی برنهام نیز کم نیست؛ از مدیریت حزب تا مقابله با رقبای راستگرا.
پیامدها برای حزب کارگر و انگلیس
کنارهگیری استارمر و احتمال رهبری برنهام، پیامدهای گستردهای خواهد داشت. برای حزب کارگر، این تغییر میتواند فرصتی برای بازسازی و جذب مجدد رأیدهندگان باشد اما ریسک انشقاق و تضعیف بیشتر را نیز به همراه دارد. انتخابات رهبری پیش رو، تنشهای داخلی را آشکار خواهد کرد و ممکن است به انتخابات عمومی زودتر منجر شود. از سوی دیگر، این ناپایداری سیاسی بر بازارهای مالی، اعتماد سرمایهگذاران و سیاستهای خارجی تأثیر خواهد گذاشت. واکنشهای بینالمللی، ازجمله از سوی چهرههایی مانند دونالد ترامپ که پیشتر استارمر را شکستخورده خوانده بود، نشاندهنده حساسیت موضوع است.
برنهام به عنوان چهرهای محبوب در شمال انگلیس، شانس خوبی برای کنترل تورم، بهبود خدمات عمومی و مدیریت مسائل مهاجرت دارد. هرچند اگر نتایج ملموس دیده نشود، حتی برنهام هم ممکن است با همان مشکلات روبهرو شود و ناپایداری ادامه یابد.
در سطح ملی، انگلیس با چالشهایی مانند مهاجرت، اقتصاد و دفاع روبهرو است. برنهام اگر به قدرت برسد، باید بر مسائل اقتصادی تمرکز کرده و شکافهای منطقهای را پر کند. با این حال، تجربه نشان داده تغییرات سریع نخستوزیران، به جای حل مشکلات، اغلب آنها را تشدید میکند. هفتمین دولت ناتمام در دهه اخیر، زنگ خطری برای دموکراسی انگلیس است و پرسشهایی اساسی درباره کارایی سیستم سیاسی مطرح میکند.
چشمانداز آینده و درسهای تاریخی
با نزدیک شدن به اعلام رسمی استارمر، توجهها به جدول زمانی استعفا و فرایند انتقال قدرت معطوف شده است. احتمالاً او تا پاییز در پست خود باقی خواهد ماند تا جانشین در کنفرانس حزب معرفی شود. این رویداد میتواند پایان عصر «کارگر جدید» باشد یا آغاز فصلی تازه با تمرکز بر مسائل واقعی مردم.
درس اصلی این بحران، نیاز به ثبات و رهبری قاطع است که بتواند فراتر از چرخههای کوتاهمدت عمل کند. در نهایت، سرنوشت انگلیس به انتخابهای پیش رو بستگی دارد. آیا برنهام خواهد توانست اعتماد از دست رفته را بازگرداند یا ناپایداری ادامه خواهد یافت؟ پاسخ به این پرسشها، نه تنها آینده حزب کارگر بلکه کل چشمانداز سیاسی این کشور را رقم خواهد زد.





نظر شما